خداحافظ

هنوز نیامده ای خداحافظ ؟ تقصیر تو نیست ، همیشه همین گونه بوده ، برو اما من پشت سرت نه دست که دل تکان می دهم

مهم نیست ...

مهم نیست از بیرون چه طور به نظر میام !
کسایی که درونمو می بینن واسم کافین !
واسه اونایی که از رو ظاهرم قضاوت می کنن حرفی ندارم !
همون بیرون بمونن واسشون بسه !
.

تو تنهایی و بیکس و محتاج !!!

چه رسم جالبی است !!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج !!!
.

لمس کن...

لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم تا بخوانی و بفهمی که چقدر جایت خالی است تا بدانی نبودنت آزارم میدهد..لمس کن گونه هایم را که خیس اشک است..لمس کن لحظه هایم را تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم..لمس کن این با تو نبودن را.. لمس کن .. لمس کن ...!

زلزله های ایران

پیشاپیش مرگ خودمو در یکی از زلزله های ایران تسلیت میگم!!

قشنگترین احساس

میدونے قشنگترین احساس چه وقتیه.؟

وقتے برمیگردے

یواشكے به عشقت نگاه كنے

مے بینے كه اونمـ داشته بهت نگاه میكرده...

پر از بغضم...

امروز خیلی دلم گرفته...

پر از بغضم...

ای خدا خیلی خسته ام....

از زندگی بریدم...

من توان زیادی ندارم....

شاید ته خط....

درد من

درد مـــن،
چشمانـــی بـــود کـــه
بـــه مـــن " اشـــک " هدیـــه میـــداد
و بـــه دیگـــران " چشمـــک " ..........!
برایــش نوشتــم: "" بــه امیــد فــردای بهتــر""
دو هفتــه بعــد شنیــدم ازدواج کــرد...
بعــدهــا فهمیــدم آن روز
" الــف" " فــردا " را یــادم رفتــه بــود بنویســم ...!

امیــــــــدِ واهی

بگو تو هم دلتنگــــــــ میشوی گاهی
دلم امیــــــــدِ واهی میخواهد
برای زنده ماندن !

سردمه ..

یادته...
وقتی میگفتم سردمه... تو هم محکم بغلم میکردی تا گرمم شه،
الانم سردمه ولی...با آتیشی که از دوریت گرفتم، گرمم میشه.

دوستش دارم

سکوت میکنم
انگار چیزی در ذهنم درد میکند.
خاطرات شیرین بااو بودن است،
حالا که رفته فقط درد میکشم
اما هنوز هم
دوستش دارم

عذاب...

اینکه خیلیا هستند که عطر تو رو میزنن
اینکه خیلیا هستند که تکیه کلامای تو رو دارن
اینکه خیلیا هستند که شبیه تو میخندن...
اینکه خیلیا هستن که.....
اینا فقط نمیتونه یه اتفاق باشه
اینا....
یه عذابه....
عذابی که ذره ذره داره وجود من و آب میکنه
منی که دیگه "تو" رو ندارام

شاید یادم بره چشمات ...

بغل میگیرم عکساتو شاید آروم شه آغوشم ...
لباسی رو که دوست داشتی برای آینه میپوشم ...
میخوام باور کنم رفتی ... میخوام خالی شم از رویات ...
همش چشمامو میبندم شاید یادم بره چشمات ...

غرور شکسته شده ...

خــیـلـی بـایـد بــی مــعــرفــت بــاشــی کـه نـفـهـمـی پـشـت جـمـلـه ی

"تــنــهــام نــذار مــن بــی تــو نــمـیـتـونـم"

چــه غــروری شــکــســتــه شــده ؛بــه خــاطــر دوســـت داشــتــنــت

و تــو خــیـــلی ســاده ازش بـــگــذری و بــری..

 

این رنج است

دنیا را بد ساخته اند …

کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد …

کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری …

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد …

به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …

و این رنج است ...

دلتنگ

گاه دلتنگ میشوم دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها

 

گوشه ای مینشینم و حسرت ها را میشمارم

 

و صدای شکستها و خنده ها را

 

و وجدانم را محاکمه میکنم!

 

من کدام قلب را شکستم؟

 

و کدام امید را ناامید کردم

 

کدام خواهش را نشنیدم و کدام احساس را له کردم؟

 

و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم!

چقد سخته ...

چه سخته میخندی ولی چشمات پر از اشکه..خودت رو غرق اون کردی ولی اون از پیشت رفته..
چه سخته وقتی میبینی عشقت پیش روت میره..میخوای داد بزنی اما یه بغضی تو گلوت گیره..
چقد سخته ک عشق تو به ظاهر عاشقت باشه..ولی پای یکی دیگه کنار ردپاشه..
چقد سخته به یاد اون تو هرشب زیر بارونی..ولی اون تو اغوش یکی دیگستو میدونی..

احساس دوگانگی

بعضی از آدما هستن که بیخود و بی جهت یه کارایی می کنن که ازشون بعیده

احساس دوگانگی پیدا می کنم نسبت بهشون

...
چجوری میشه یه نفر و باور کرد و قبولش داشت ؟؟؟
...
موندم

“تـــو “

تمــــام خاطره هابه “تـــو “ختم می شوددر چارراه یـــادایستــــاده ای . . . !

من هم تو را می بخشم

خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن ، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر ، در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی

انسان مدرن

یاد گرفتـــه ام
انسان مدرنـــی باشــــم
و هــر بار که دلتنـــــــگ میشــــوم
بـه جای بغـــــض و اشــــک
تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه
هوای بـــد ایــن روزهــا
آدم را افســــــــرده میکنـد ..!

دلتنگی .. .. ..

دلم برای یک نفر تنگ است…
نه میدانم نامش چیست…
و نه میدانم چه می کند…
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…
رنگ موهایش را نمی دانم…
لبخندش را هم…
فقط میدانم که باید باشد و نیست…

دلتنگی یعنی ...

می دونی دلتنگی یعنی چی ؟
دلتنگی یعنی اینکه بشینی با یادش به خاطراتت فک کنی …
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد شروع اشکهای لعنتی …

تنهایی

باور کن فرق بزرگیست میان کسی که تنها مانده با کسی که تنهایی را انتخاب کرده…


                                                    
   ....

 

من برای تنها نبودن، آدمهای زیادی دور و برم دارم
آن چیزی که ندارم کسی برای “با هم بودن” است…

                                                        ....

 

تنهایی یعنی بعضی اشکای بی دلیل، بی‌بهانه، یه دفعه‌ای، نصف‌ شبی
عجیب آدم رو آروم میکنه…

 

                                                        ....

 

زیاد طول نمیکشد تا بفهمى ورود هر رابطه اى نمیتواند تنهاییت را پر کند…!!!

چرا ؟

از کسی که دلش گرفته نپرسید چرا ؟
آدما وقتی نمیتونن دلیل ناراحتی شون رو بگن دلشون بیشتر می گیره …

یه لحظه هایی...

یه لحظه هایی تو زندگی هست که سرجمع دو دقیقه هم نبوده اما یه عمره یادش داره ما رو داغون میکنه

امنیت دادن به یک زن..

امنیت دادن به یک زن یعنی:

محکم دستش را گرفتن ...
با دیوانگی هایش زندگی کردن ...
احساسِ زنانه اش را فهمیدن ...
امنیت یعنی:
دستت را که می گیرد ،صورتت را که میبوسد، بداند ناب تر از دست هایِ تو دستی نیست ....
بداند ماندنی تر از نگاهِ تو چشمی نیست ...
بداند برایِ بوسه هایش مرز نمی گذاری، برایِ خنده هایش می خندی، برایِ گریه هایش شانه می شوی ...
بداند برایِ راست گفتن مستی نمی خواهی ...
بداند برایِ لحظه هایِ تنهاییت سیگار نمی خواهی ...
بداند که می دانی برایش بالاترین رستوران , شاید در پایین ترین نقطه شهر باشد...
اصلا هرکجایِ شهر اگر تو باشی، لوکس ترین جایِ ممکن می شود
و باز هم ۳نقطه هاي بی پایانِ من...


بچه!تو هنوز شیر باید بخوری!

از دست زمانه تیر باید بخوری دائم غم ناگزیر باید بخوری صد مرتبه گفتم عاشقی کار تو نیست

بچه!تو هنوز شیر باید بخوری!

بـــــــــرو....

تـــو با هر سیب کرم خورده ای...
 وسوسه می شوی،...
بـــــــــرو....
تو از بهشت قــــلب من رانده شده ای، در بهشت ماندن، لایق هر کس نیست...!

“تـــو”

لاک غلط گیر را برمی دارم و “تو” را از تمام خاطراتم پاک می کنم …

“تـــو”

غلط اضافیِ زندگیم بودی ... :|

جـــور میکند خـــدا دَر و تخته را با هم...

جـــور میکند خـــدا دَر و تخته را با هم...

همانطور که من و تو را آشـــنا کرد...

تــو شدی خـــاطره ســـاز...

من شدم خــــاطره باز...

تظاهر


این روزهایم به تظاهر می گذرد …
تظاهر به بی تفاوتی
تظاهر به بی خیالی
به اینکه دیگر هیچ چیز مهم نیست اما چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش” !

قضاوت

می خواهی قضاوتم کنی ؟
کفش هایم را بپوش
راهم را قدم بزن
دردهایم را بکش
سال هایم را بگذران
بعد قضاوت کن !!!

خواب

در خواب مــن

دست دیگری را نگیـــــر !!

حرمـت نگه دار لعنتــــــــی ... !!

عاشقمی؟!! خب به درک...!!


دل کندن از اون همه عشقی که به تو داشتم

منو به جایی رسوند که حالا ،

تو چشمای یکی دیگه زل بزنمو بگم:

عاشقمی؟!! خب به درک...!!

یاس.92

یاس.92

 از چی بگم از سامسونگی که شده سمبل رشادت/ ایران شده واسش مثه صندوق تجارت

پس glx وطن کجاس نیس/ با اینکه از جیب در میاد اما مجاز نیس

 پولام صفر شد بهم پول بده ایزد/با این وضع فقط باید پسته رو بلیسم

 از چی بگم تو بهم بگو چی بگم خب/ ما گفتیمو پراید دوباره 7 میلیونی شد !!

 ازچی بگم از این همه سختی / ولی قسم بخدا قسم به روح تختی /که داریم میمیریم توی این بدبختی


اگه دیدین کسی با زبون خوش از دستشویی خارج نمیشه ...

اگه دیدین کسی با زبون خوش از دستشویی خارج نمیشه کافیه بگین موبایلت زنگ میخوره، در کمال حیرت خواهید دید که چون غزالی چموش چنان از دستشویی میاد بیرون که شما تو دستشویی همش به این فکر میکنید که اون کیه که به خاطرش دستشوئی رو رها کرده؟!!!!!

یه دسته از آدمای بی جنبه

یه دسته از آدمای بی جنبه فکر میکنند از دماغ فیل افتادن

ولی در حقیقت “پاپ کورنی ” بیش نیستن …

کاش پول داشتم

یه مغازه هست رو شیشه‌ش نوشته ” اسنک اسنک کتلت”

کاش پول داشتم مغازه بغلیش رو می خریدم روش مینوشتم “کتلت به گوشم”

دیدنت

عزیزم اونی که با دیدنت " کــــف " میکنه دلستره نــــه مــــن ....

*111#

امروز ناهار ماست خیار داشتیم ، هرچقدر *111# رو گرفتم تبدیل به پیتزا نشد ....
چه وضشه آخه ؟؟؟؟؟؟ چرا با روحیات  ما جوونا بازی میکنین اخه ؟؟؟؟چراااااااااااا؟؟؟

...

به جای اینکه به گذشته نگاه کنید و افسوس بخورید،به آینده نگاه کنید و مایوس شوید  ...

سرد و گرم

باید برای ادما مثل بالش باشی

سرد باشی دوستت دارن

ولی اگر گرم باشی میگیرن می پیچوننت


مگس هیچوقت سمت گل نمیره

از اینکه بعضیا نمیان سمتت ناراحت نشو ، ایراد از تو نیست !
مگس هیچوقت سمت گل نمیره ؛ همیشه میره سمت اشغالی مث خودش …

وقتى “او” آمد

براى فراموش کردنت هرشب آرزوى آلزایمر مى کنم..
خوش بحال تو..
که وقتى “او” آمد، بدون هیچ دردسرى
فراموشم کردى..

ميخ هايي بروي ديوار ...

پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت و همه اطرافيان از اين رفتار او خسته شده بودند

روزي پدرش او را صدا كرد وگفت پسر دلم مي خواهد كاري براي من انجام بدهي پسر گفت باشه

پدر او را به اطاقي برد و جعبه ميخي بدستش داد و گفت پسرم از تو مي خواهم كه هر بار كه عصباني شدي ميخي بر روي اين ديوار بكوبي
روز اول پسر بچه 37 ميخ به ديوار كوبيد . طي چند هفته بعد ؛ همان طور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند تعداد ميخهاي كوبيده شده به ديوار كمتر ميشد .
او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسانتر از كوبيدن ميخها بر ديوار است

به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر روز كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند ؛‌ يكي از ميخها را از ديوار بيرون آورد.
روزها گذشت و پسر ك بلاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخها را از ديوار بيرون آورده است .
پدر دست پسرك را گرفت و به كنار ديوار برد وگفت : پسرم تو كار خوبي انجام دادي اما به سوراخهاي ديوار نگاه كن ديوار هر گز مثل گذشته نمي شود وقتي تودر هنگام عصبانيت حرفي را ميزني ؛ آن حرف ها هم چنين آثاري را در دل كساني كه دلشونو شكستيم به جاي مي گذارند كه متاسفانه جاي بعضي از اونها هرگز با عذر خواهي پر نميشه

عاشقانه

پسري يه دختري رو خيلي دوست داشت كه توي يه سي دي فروشي كار ميكرد. اما به دخترك در مورد عشقش هيچي نگفت.

هر روز به اون فروشگاه ميرفت و يك سي دي مي خريد فقط بخاطر صحبت كردن با اون…

بعد از يك ماه پسرك مرد…

وقتي دخترك به خونه اون پسر  رفت و ازش خبر گرفت مادرپسرك گفت كه او مرده و اون رو به اتاق پسر برد…

دخترك ديد كه تمامي سي دي ها باز نشده…

دخترك گريه كرد و گريه كرد تا مرد…

ميدوني چرا گريه ميكرد؟ چون تمام نامه هاي عاشقانه اش رو توي جعبه سي دي ميگذاشت و به پسرك ميداد!

تشنه ی محبت

بعضیا رو باید همیشه تشنه ی محبت نگه داشت !
سیر که میشن هار میشن !

“بازی کردن ”

در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند که امروز ، اینگونه دیوانه وار ، تشنه ی “بازی کردن ” با آدم هایی ؟!

دنيا بي وفاست

مي گويند : دنيا بي وفاست ؛ اما . . .
قدرش را بدانيد ! من دنياي بي وفاتري هم داشته ام . . .